تقديم به فرمانده شهيد يداله صبور
شهيد يداله صبور
دو چشم بي شکيب از من. دو چشمون صبور از تو
دل بي طاقتم هرگز مباد اينگونه دور از تو
هنوزم بي تو دلتنگم. هنوزم بي تو بي تابم
که با ياد تو بيدارم که با ياد تو مي خوابم
هجوم شب رو ميديدي که مثل ماه تابيدي
خوشا اون لحظه هايي که به مرگ سرخ خنديدي
دوباره اسمتو ديدم روي پيشوني جاده
کي ديده ماه رو زخمي. رو دوش برکه افتاده؟
تو اون رود شگفتي که به اقيانوس پيوستي
خدا ميدونه تا دنياست هميشه تو دلم هستي
تموم شهر رو گشتم با اين زخمي ترين پاها
صبوري مثل تو هرگز نديدم توي اين دنيا
بيادت بعد اون شبها حالا يک شمع خاموشم
چه اندوهي به دل دارم! چه باري مونده بر دوشم!
سعیدی راد
فلامینگوهای رنگ غذای مورد علاقه خود ، یعنی میگوها را جذب می کنند .. اگر هم به اندازه کافی میگو نخورند ، خاکستری می شوند.
آب از دهان سرازیر شدن (بسیار خواهان چیزی بودن.)
نیاز روحانی اثر کیست؟
پاسخ صحیح را به صورت شماره سوال:پاسخ صحیح به شماره 5000 2853 080 909 پیامک کنید. مثال: از چپ به راست بخوانید 8961:1 |
در صورت ویژه بودن امتیاز آن به شما اضافه خواهد شد.